اولين
زندگي من ... زندگي اي كه به تنهايي ساخته ميشود...
چهار شنبه 6 مهر 1390برچسب:, ساعت 18:59 | پرين
چقدر براتون نظر مردم ، نظري كه راجع به رفتارهاي شما، شخصيت شما و ... دارند، مهمه ؟ چقدر براتون مهمه كه ديگران چه فكري راجع به شما ميكنند؟ مثلا اگه يه نفر رفتار شما رو درست قضاوت نكنه و كلا شخصيت شما رو زير سوال ببره چيكار ميكنيد؟
اين ميشه كه يا پيشرفت نداريم يا پيشرفت كمي داريم!
دقيقا همون پست «رمز ماندگاري» رو بايد رعايت كرد و در كنار اوون به نظر ديگران ، اگر ارزش داشت ، بها بديم...
چقدر با اين حرفا موافقيد؟ كلا برخورد شما چطوره ؟
درباره وبلاگ
![]() پرين ( Perin ) هستم. 22 سالمه. ساكن تهرانم. نرم افزار كامپيوتر خوندمو تازه فارغ التحصيل شدم. تصميم به ازدواج داشتم ولي به هزاران دليل كه درست و غلطشو نمي دونم، ازدواجم سر نگرفت! خانواده ي مذهبي ندارم و تا سال اول دبيرستان، بي حجاب بوودمو از اينكه ديگران از ظاهرم و اندامم تعريف مي كردند شاد بوودمو روز به روز بيشتر بي حجاب مي شدم. ساله پيش دانشگاهيم، از لحاظ پوشش تغيير رويه اساسي دادم و در ذهنم تعارضاتي پيش اوومد كه منو واداشت به اينكه بدونم من كيم؟ باورهام چيه؟ باور درست كدومه ؟ به همين دليل قم رو براي گذروندن دوران دانشجويي انتخاب كردم ( شهري ديده بودم كه ميتونم از لحاظ مذهبي به اطلاعات كافي برسم) اما مشكلات فراوووني برام پيش اوومد و كمتر تونستم بهره برداري كنم ولي اين تعارضات هنوز هستو من به دنبال حلش هستم! البته بگم ، ذهن به شدت پرسشگر و كنجكاوي دارم و علاوه بر اوون مسائل رو ساده قبول نمي كنم، همين باعث شده كه هميشه بگم «نمي دونم!» و به دنبال اوون تلاش كنم براي دونستن! پس دفتر خاطراتي تهيه كردمو از افكارم از خاطراتم از درددل هام درش نوشتمو به زندگيم دقيق شدم ، تا هم خودم رو خدا رو راه و رسم زندگي رو ! پيدا كنم و هم خاطراتم و روند زندگيم رو ثبت داشته باشم، تا هميشه به يادم بمونه ! دفترم هميشه مخفي بوود و از اين كه خوونده نميشد خسته شدم و تصميم گرفتم به بلاگ تبديلش كنم. آخرین مطالب
پيوندها
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |